تبلیغات
دل نوشته های من - اولین دل نوشته


دل نوشته های من

به یادگار برای كسی كه نه!برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده مینویسم!تا یادم نرود آنچه كه بودم،چیزی نیست جز دل نوشته های من

سلام گل قشنگ من خسته شدم انقدر با ایما و اشاره باهات

حرف زدم و پیش خودم فکر کردم که تو میشنوی یا نه...

تقویم عشقمون یادته؟!!!

اردیبهشت عاشق شدیم...

خرداد برای اولین بار تو چشم های قشنگ و روشنت نگاه کردم...

تیر....

تیر....

گلم یادته؟

یادته خدا باهامون چی کار کرد؟

یادته چی به روزمون اومد؟

26 بود آره؟

آره آره 26 بود...

عجب روزی بود برای همه خوب  اما برای من و تو بد بود

قول دادی بهم برام عادی میشه...

عادت میکنم

ولی یادم رفت ازت بپرسم فرمولش چیه؟

چه جوری باید عادت کنم بدون عشق زنده بمونم و زندگی کنم

همه همه چیزم رو از من گرفتن و خالی خالی گفتن برو زندگی

کن هیچ کس نگفت اگه طاقت نیوردم؟اگه شکستم؟

اون وقت چی کار کنم؟

اون وقت کدوم یکی از این هایی که به خیال خودشون در حقم

بزرگی کردن اعتراف میکنن به کوچیک بودنشون؟

به این که معنی عشق رو نمیدونن؟

کدوم یکیشون...

حالا تیر هم تموم شده...

پاییز من تموم شده اما گل من...من هنوز نفهمیدم چه جوری باید

بعد از تو بخندم...چه جوری باید بعد از تو زندگی کنم...

چه جوری باید بعد از تو نفس بکشم...بدون بغض و راحت نفس

بکشم ...

هنوز این معادله حل نشده...                                              

دیدی اون قدر ها هم که میگفتی باهوش نیستم؟

یک ماه دارم فکر میکنم یه معادله ی ساده رو چه جوری باید

حل کنم

البته ساده به قول بقیه...

الان دیگه رو تقویم رو میزیم فقط میتونم بنویسم به یادتم ...

ولی همه ی اون هایی که من رو تو بهترین سال های عمرم

محکوم به انتظار کردن محکومن به این که جواب این عشق رو

بدن...این عشق که حالا فقط باید برای رسیدن به اون انتظار

کشید

                                         انتظار...


نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مردادماه سال 1388 ساعت ساعت 09 و 03 دقیقه و 26 ثانیه توسط سارا فاطمی نظر دوستان عزیز | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ