تبلیغات
دل نوشته های من - گوگوش


دل نوشته های من

به یادگار برای كسی كه نه!برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده مینویسم!تا یادم نرود آنچه كه بودم،چیزی نیست جز دل نوشته های من

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته...؟

نبودنت فاجعه ...بودنت امنیته...

تو از کدوم سرزمین...تو از کدوم هوایی...

که از قبیله ی من یه آسمون جدایی...

اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی

توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی...

پاکیه آبی و آه نه خدایا شبنمی

قد آغوش منی

نه زیادی نه کمی...

منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من...

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن...

منو با خودت ببر من حدیث رفتنم...

عاشق فتح افق دشمن فتح شبم...

منو با خودت ببر...منو با خودت ببر...

غریبه آشنا...دوست دارم بیا...

منو همرات ببر به شهر قصه ها...

بگیر دست منو تو دستات

چه خوبه سهممون یکی باشه با هم

بمنوم منتظر تا برگردی خونت

تو زندونم با تو

منو تو با همیم اما دلامون خیلی دوره

همیشه بین ما دیواره صد رنگ غروره

نداریم هیچ کدوم حرفی که بازم تازه باشه

چراغه خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره

منو و تو ...منو و تو...منو و تو...

هم صدای بی صداییم...

با هم و از هم جداییم...

خسته از این قصه هاییم...

هم صدای بی صداییم...

تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره

کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره

تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام

 تو میدونی چی میگم...تو گوش میدی به حرفام

به چشم من...به چشم من...

تو اون کوهی...

 پر غروری...

بی نیازی...

با شکوهی...

طعم بارون...

بوی دریا...

رنگ کوهی...

تو همون موج غریب قله هایی

تو دلت فریاده اما بی صداییی

                               .............

هم صدای خوبم بخون تا بخونم

عمر من تو هستی بمون تا بمونم

یه جا ابر آسمون

یه جا پر از ستاره

یه جا آفتابی آسمون

یه جا می باره

بی تو اما همه جا ابری و غم گرفت ست

ابر آسمون یه قطره بارونم نداره

تو اگه باشی...

ابرا می بارن

دشت های خالی پر گل میشن

با تو من بهارم

بی تو شوره زارم

وقتی هستی خوبم

وقتی نیستی بی تو یه قاب شکسته رو دیوارم

        غیر تو تو دنیا آرزو ندارم...

 


نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مردادماه سال 1388 ساعت ساعت 09 و 04 دقیقه و 15 ثانیه توسط سارا فاطمی نظر دوستان عزیز | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ